Follow us on telegram

رتبه موضوع:
  • 189 رای - 2.64 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
كبد و مجاري صفراوي ، طحال و پانكراس
#1
  • مطالعه كبد : سونو ، CT ، MRI ( عالي براي توده كبد ) ، اسكن RBC براي تشخيص همانژيوم كبد تنها اسكن كاربردي در كبد است .
    • يافتههاي غير طبيعي كبد :
      • 1/توده : متاستاز ( شايعترين توده كبدي ) . متاستازها در سونو معمولا هيپواكو ( سفيد ) با يك مركز اكوژن دارند ( نماي تارگت ) . متاستازها هم انواع حالات را ميتوانند داشته باشند مثلاً كل متاستاز هيپراكو يا كلاً هيپواكو و يا ايزواكو و غير قابل افتراق از كبد در سونو باشد . ولي شايعترين فرم آن هيپواكو با مركز اكوژن است . در CTS هيپودنس است و با ماده حاجب Inhance ميشود ( ماده حاجب درون آن جمع ميشود ) . برعكس در كيست ماده حاجب Inhance نميشود چون عروق ندارد . در MRI چون متاستازها حاوي آب بيشتر هستند در T1 لو سيگنال و در T2 هاي سيگنال هستند ( اكثر التهابات و كانسرها ) . ویژگی مخصوص متاستاز متعدد بودن آن است و اولين تشخيص توده متعدد در كبد متاستاز است و بيشتر در محيط كبد قرار ميگيرند . اكثر كانسرها به كبد متاستاز ميدهند / هپاتوسل كارسينوما هم توده دركبد ميدهد ولي افتراق آن از متاستاز در منفرد بودن و بزرگي آن است ( نماي تارگت هم بيشتر به نفع متاستاز است ) ( تارگت در تست یعنی متاستاز ) . بهترين روش غربالگري توده كبدي سونو است .
      • 2/84 ) 2/ كيست : كيستهاي كبد معمولا مادرزادي هستند ممكن است جزء سندرمهاي پلي كيستيك باشند كه همراهي با كيست كليه دارند . كليه پلي كيستيك AD كه مربوط به بالغين است با كيستهاي كبد همراهي دارند و كليه پلي كيستيك AR كودكان با فيبروز كبد همراه است . Resesive يعني دو ژن مشكل دارند پس علائم از كودكي ايجاد ميشود ولي Dominmt يك ژن مختل دارند پس علائم در بالغين ايجاد ميشود ( خيلي از بيماريهاي ديگر مثل همينها هستند . D بهتر و ديرتر علامت ميدهند ) . مشخصه كيست در سونو در هر جا باشد يكي است و آن داخل كيست بدون اكو و در پشت آن اكو تشديد يافته ( تشديد اكو ) ( اكوستيك اينهنسمنت ) . جدارش هم اكو نازك دارد . در CTS اينهنس نميشود چون عروق ندارد . در MRI هم كيست آب است و آب هم يعني T1=Lowو T2=High .
        • كيست هيداتيد : افتراق از مادرزادي : Calci جدار كيست / كيستهاي دختري ( dauter cyst ) اين دو علامت مربوط به كيست هيداتيد كبد است و كيستهاي هيداتيد مناطق ديگر اين علائم را ندارند .
        • همانژيوم : در سونو بيشتر اكوژن ( هيپراكو ) . در CTS قبل از تزريق هيپودنس و بعد از تزريق Inhacment تدريجي دارد كه مشخصه همانژيوم است . در بدخيمي با تزريق ماده حاجب سريعاً توده Inh ميشود . در MRI در T2 خيلي High است ( مشخصه ) و اگر گادولينوم بزنيم مثل CTS ، Inh تدريجي و از محيط به مركز دارد ( توده شايع B كبد همانژيوم و توده شايع M كبد متاستاز ) .
        • ابسه : در CTS توده با ديواره ضخيم نامنظم در كبد با دانسيته كمي بالاتر از اب . تومر نكروتيك كبد نماي مشابه ميدهد .
      • 2/ بيماريهاي پارانشيم كبد :
        • 1/ سيروز : علائم كوچك شدن كبد بخصوص لب راست . بعضي ميگويند لب چپ بزرگ شده ولي اينطور نيست و چون لب راست كوچك شده لوب چپ بزرگتر بنظر ميرسد . لبههاي كبد نامنظم ميشود ، اسيت ، اسپلنومگالي و قوام كبد بصورت منتشر در سونو تغيير ميكند ( اكوي كبد خشن ميشود ) اين علائم هم در CTS و هم در سونو ديده ميشوند بجز اكوي خشن كبدي كه در سونو است .
        • 2/کبد چرب Faty liver : ( دژنراسيون چربي كبدي ) ( كبد چرب ) كه علل زيادي دارد مثل الكل ، هيپرليپيدمي ، كورتون و باشد . اكو كبدي در سونو افزايش و در CTS بعلت افزايش چربي دانستيه بافت نرم را پايين ميبرد . اكوي افزايش يافته در سونو نماي كبد درخشان ( Bripht liver ) ميدهد .
  • مجاري صفراوي :
    • 86 ) روشهاي بررسي : سونوگرافي بهترين روش تشخيص بيماريهاي كيسه صفرا است مثلاً حتي سنگهاي 1-2mm را هم تشخيص ميدهيم . اولين اقدام در زردي انسدادي سونو است . روش بعدي تكنتيوم هايدا است . هايدا تمايل به صفرا دارد در وريد تزريق ميكنيم . به كبد رفته و بعد در كيسه صفرا و از آنجا به دئودنوم بايد برود ( نرمال ) . اگر در اسكن HIDA مواد راديواكتيو در دئودنوم ديده شود ولي در كيسه صفرا نباشد علامت انسداد مجراي سيستيك كيسه صفرا است كه به نفع كله سيستيت حاد است و اگر دير وارد كيسه شود كله سيستيت مزمن است ( كله سيست مزمن : سنگ مجرا را ميبندد و درد ايجاد ميشود ، مجرا باز ميشود و بعد مجدد تكرار ميشود ) . پس با اسكن HIDA ميتوانيم باز و بسته بودن مجرا را مشخص كنيم . باز بودن مجرا كله سيتسيت حاد را رد ميكند مثل آپانديست . حتي در صورت زردي شديد هم ميتوان اسكن HIDA را انجام داد ( Bili=15 ) . روش بعدي ERCP ( اندوسكوپيك رتروگريد كلانژيو پانكراتوگرافي ) است . يعني از طريق اندوسكپ كاتتر را وارد مجراي صفراوي بكنيم و بعد ماده حاجب بزنيم و بعد عكس راديولوژيكي بگيريم . روش Invasive به حساب ميآيد ولي روش اصلي يا كاردينال براي تشخيص زردي انسدادي است . با ERCP اقدامات مداخلهاي هم انجام ميدهيم مثلاً كاتتر داخل شده به مجاري صفراوي از دئودنوم ميتواند سنگها را Basket كند يا بيوپسي بگيريم . روش بعدي PTC ( پركتانيوس ترانس هپاتيك كلانژيوگرافي ) : از طريق پوست و كبد وارد كيسه صفرا شده و ماده حاجب ميزنيم . اين روش اينويزيوتر از ERCP است چون كبد را هم سوراخ ميكنيم پس وقتي استفاده ميشود كه ERCP را نتوانيم انجام دهيم . ERCP عارضهاي بنام پانكراتيت ميدهد و عارضه PTC خونريزي و سپتي سمي است . MRCP ( ماگنتيك رزونانس كلانژيوپانكراتوگرافي ) : همان تصاوير ERCP بدون نياز به اندوسكپي را به ما ميدهد ( ماده حاجب هم نميخواهد ) . عيب اين روش عدم قدرت انجام اقدامات مداخلهايست ( سنگ و بيوپسي و ) .
    • بيماريهاي كيسه صفرا :
      • سنگ : 80% اپك نيستند و در XRay ديده نميشود . در سونو تقريباً همه سنگها حتي با ابعاد 1mm هم ديده ميشوند حتي غير اپكها . مشخصه سنگ در سونو اكوژن بودن و سايه اكوستيك داشتن است .
      • كله سيستيت حاد : سنگ دارد / ادم جدار كيسه ميدهد و جدار ممكن است ديده بشود ( مزمن ادم نميدهد ) . اسكن ميتوانيم انجام بدهيم كه اگر باز بود كله سيست حاد رد ميشود و كمك ديگري به ما نميكند . ( اسكن هايداي نشاندار با تكنتيوم ) . پس بطور كلي هيچ روشي به تنهائي براي نشان دادن التهاب كيسه صفرا كافي نيست . ( با سونو سنگ و التهاب / با هايدا مجراي بسته يا باز ) .
      • زرديهاي انسدادي : Alk-p و Bill مستقيم بالا و در سونو مجاري متسع باشد زردي انسدادي است . اولين اقدام سونو (دیدن مجاري صفراوي متسع ) . شايعترين علت انسداد مجاري صفراوي سنگ و بدخيمهاي سر پانكراس هستند . اگر كانسر سر پانكراس باشد مجاري خارج كبدي مسدود ميشوند . سنگ هم معمولا خارج كبدي را ميبندد . اول مجاري خارج كبدي متسع ميشوند و بعد مجاري داخل كبدي يا متسع ميشوند يا خيلي كم متسع شده و در Imaging ديده نميشوند . در سونو معيار اتساع بيش از 7mm ميباشد . CBD نرمال تا 4mm ميباشد . ترياد پورت ( مجاري صفراوي / شريان كبدي / وريد پورت ) . وريد كبدي جزو ترياد نيست . در حالت نرمال از ترياد فقط وريد پورت ديده ميشود و دو تاي ديگر باريكند و ديده نميشوند . ولي در انسداد ، هم وريد پورت و هم مجراي صفراوي را ميبينيم كه به اين علامت Double Chanel ميگويند كه علامت اتساع مجاري داخل كبدي و خارج كبدي 7mm<CBD است . اقدام بعد از سونو و ديدن اتساع در ERCP است ولي بعضي از علائم همراه زردي انسدادي با CTS بهتر ديده ميشوند مثلاً در كانسر پانكراس نتوانيم ERCP كنيم يا ناموفق بود PTC يا MRCP میكنيم كه منطقيتر MRCP است .
  • طحال : علل اسپلنومگالي : لنفوم / كالازار / سيروز / انمي فقر اهن / تالاسمي و . . . همه اينها فقط اندازه طحال را بزرگ ميكنند ولي دانسيته طحال در همه اينها يكجور است يعني با دانسيته و . . . نميتوانيم علت بزرگي طحال را تشخيص دهيم و بايد از روي موارد ديگر علت را پيدا كنيم مثلاً طحال بزرگ + ادنوپاتي + كبد بزرگ اول لنفوم ولي اگر كبد كوچك باشد + اسيت داشته باشد شك به سيروز ميكنيم .
  • پانكراس : بررسي : سونو / ERCP / MRI / CTS / اسكنهاي راديونوكلئيد .
    • پانكراتيت حاد : علائم بزرگي منتشر پانكراس / حدود نامنظم ( پس نامنظمي هميشه علامت بدخيمي نيست و التهاب هم نامنظم ميكند ) / ابسه با نماي AFL / مناطق با كاهش دانسيته در CTS و يا كاهش اكو در سونو ( مناطق نكروزه ) / بقيه عوارض پانكراتيت مثل پسودوكيست ، ترمبوز وريد طحالي ، پسودوانوريسم شريان طحالي ، اسيت پانكراسي ، پلورال افيوژن ممكن است ديده شوند . اقدامات تشخيصي پانكراتيت : آزمايشگاهي است . اگر درد اپيگاستر طي 48h بهبود پيدا نكند انديكاسيون CTS است و براي تشخيص كلينيك و پاراكلينيكي است . پسودوسيست پيدا كند درمان اصلي آن مثل خود پانكراتيت داروئي و انتظاري است مگر انديكاسيون مداخلهاي پيدا كند ( اندازه پانكراس طي پيگيري بزرگتر شود / اندازه كيست بزرگتر شود تا 4Cm / علائم انسداد گوارشي يا عفوني ايجاد شود ) . برخورد : در اين موارد اگر علائم عفوني باشد اول بايد FNA كنيم و كشت بدهيم اگر مثبت بود بايد درناژ پركتانوس انجام دهيم . ولي اگر غير از اين بود بايد جراحي كنيم . مجاورات پانكراس : پشت پانكراس وريد طحالي عبور ميكند به همين دليل از عوارض پانكراتيت ترمبوز وريد طحالي و پسودوانوريسم طحالي است . وريد طحالي با مزانتريكها يكي شده و وريد پورت را تشكيل ميدهد . وريد پورت هم در كبد شاخه ميدهد . CBD هم كه از كبد ميآيد به سر پانكراس باز ميشود به همين دليل كانسر سر پانكراس CBD را مسدود ميكند . محل CBD هم در قدام وريد پورت است .
    • پانكراتيت مزمن : علامت مشهوري دارد Calci و علامت بعدي بزرگي منتشر يا موضعي يا برعكس اتروفي است . ولي كوچك شدن منتشر پانكراس يك يافته غير اختصاصی است چون با افزايش سن هم ديده ميشود . در پانكراتيت حاد اتروفي و Calci پانكراس نداريم . كانسر سر پانكراس باعث اتساع مجاري پانكراس ميشود و منظم است . اما در پانكراتيت مزمن بزرگي نامنظم ايجاد ميشود كه با سونو يا ERCP و گاه با CTS ميبينيم . قطر مجراي پانكراس در سونو در حالت نرمال 2mm و در CTS معمولا قابل روئيت نيست .
    • تودههاي پانكراس :
      • ادنوكارسينوم : شايعترين محل در سر پانكراس و پروگنوز هم بهتر از دم پانكراس چون زودتر تشخيص داده ميشود . در تصويربرداري تودهاي ميبينيم كه باعث تغيير شكل حاشيه شده و مجاري صفراوي را متسع كرده و باعث محو شدن نامنظم چربي اطراف شده و CT بهترین است . كانسر پانكراس از معدود كانسرهائي است كه با Imaging قابل تشخيص و نياز به بيوپسي ندارد حتي اگر بيوپسي منفي شود راديولوژي را رد نميكند و بايد جراحي شوند ( اكثر موارد راديولوژي حدسي است ) .
        • تشخيص گرافیک كانسر بدون بيوپسي : کانسر پانکراس و RCC کلیه با CTS . کانسر بيضه ( به جز لوسمي بيضه چون اقدام جراحي ندارد و شيمي درماني بايد بكنيم بايد بيوپسي كنيم ) . ليپوم مغز و انژيوميوليپوماي كليه با CTS .
      • تومرهاي اندوكرين پانكراس : شايعترين آنها انسولينوما چون هورمون ترشح ميكنند خيلي زود علامت دار ميشوند پس تومر بسيار ريزي داريم كه سونو و CTS آنها را دتكت نميكند و بايد MRI يا انژيو كنيم چون هيپرواسكولار است و اسكن راديونوكلئيد كه بايد اسكن گيرنده سوماتواستاتين SRS بكنيم كه علاقه به سلولهاي پانكراس و جزيره دارد ( سينتيگرافي سوماتواستاتين رسپتور ) . كار ديگر سونو اندوسكوپيك و نهايتاً سونو حين عمل جراحي ميكنيم كه اخرين كار است . نامنظم بودن لبه پانكراس هم هميشه نشانه كانسر نيست و التهاب هم ميتواند باشد .
    • ترومای پانکراس : بهترین روش بررسی CT است .
پاسخ
#2


مادرم شش سال پیش سرطان پستان مبتلا شد ، شیمی تراپی و رادیو تراپی کردند . بعد از شش سال دوباره متاستاز شد و سینه رو کامل تخلیه کردن و دوباره یک دوره شیمی تراپی شد. الان سه ماه از از آخرین جلسه شیمی تراپی میگذره و حالش بد شده. تمام علائم مشکلات کبدی رو داره. پلاکت خون هم پایین اومده،سونوگرافی هم متاستاز کبد رو نشون میده. در سونوگرافی نوشته: کانون های متعدد هیپواکو به قطر 10 تا 30 میلی متر مشاهده شده. آیا این نشان دهنده ی تومور است ؟ این کانون های هیپواکو نشان دهنده ی چه هستند؟ اندازه ی این کانون ها چطور هستند؟
آیا احتیاج به بیوبسی هست؟
پاسخ
#3


(18-10-2013, 12:39 PM)hasanpour نوشته: مادرم شش سال پیش سرطان پستان مبتلا شد ، شیمی تراپی و رادیو تراپی کردند . بعد از شش سال دوباره متاستاز شد و سینه رو کامل تخلیه کردن و دوباره یک دوره شیمی تراپی شد. الان سه ماه از از آخرین جلسه شیمی تراپی میگذره و حالش بد شده. تمام علائم مشکلات کبدی رو داره. پلاکت خون هم پایین اومده،سونوگرافی هم متاستاز کبد رو نشون میده. در سونوگرافی نوشته: کانون های متعدد هیپواکو به قطر 10 تا 30 میلی متر مشاهده شده. آیا این نشان دهنده ی تومور است ؟ این کانون های هیپواکو نشان دهنده ی چه هستند؟ اندازه ی این کانون ها چطور هستند؟
آیا احتیاج به بیوبسی هست؟

متاستاز (به انگلیسی: Metastasis)‏ به گسترش و مهاجرت سلول‌های سرطانی از یک بافت به بافت‌های دیگر، گفته می‌شود.
به احتمال زیاد بعد از شش سال سرطان سینه عود کرده ولی متاسفانه همزمان از سینه به کبد سلول
های سرطانی مهاجرت یا دست اندازی کرده اند که اصطلاحاً به آن متاستاز به کبد می گویند.
که بعد از سه ماه خود را به صورت نارسایی کبد نشان داده است.
چون که علت این متاستاز ها کامل روشن است یعنی عود سرطان سینه معمولا نیاز به بیوبسی جهت تشخیص دقیق تر نیست ولی اگر پزشک شک داشته باشد این کار انجام خواهد داد.
در این مرحله درمان محدود به شیمی درمانی است
و شاید هم CyberKnife موثر باشد.


پاسخ
#4


ممنون از پاسخگویی شما
یک سوال دیگه داشتم. آیا ممکن است این متاستاز به استخوان ها و یا جای دیگه هم سرایت کرده باشد؟ چون مدام از درد استخوان ها و پا درد شکایت میکنن. البته یک ماه پیش همین استخوان دردها شروع شد و یه ارتوپد تشخیص پارگی دیسک کمر داد!! واقعا الان گیج شدیم نمیدونیم آیا واقعا دیسک بوده یا استخوان درد ناشی از التهاب کبد بوده یا هر چیز دیگه!! چون کتف و گردن و لگنش هم درد میکنه!!
فعلا متخصص آنکلوژی که تحت نظرشون هست با دیدن پلاکت های پایین آزمایش خونیشون از درمان کبد دست نگه داشته. یک هفته فورجه داده و تزریق اپرکس تجویز کرد تا شاید پلاکت بره بالا...
پاسخ
#5


(20-10-2013, 05:51 PM)hasanpour نوشته: ممنون از پاسخگویی شما
یک سوال دیگه داشتم. آیا ممکن است این متاستاز به استخوان ها و یا جای دیگه هم سرایت کرده باشد؟ چون مدام از درد استخوان ها و پا درد شکایت میکنن. البته یک ماه پیش همین استخوان دردها شروع شد و یه ارتوپد تشخیص پارگی دیسک کمر داد!! واقعا الان گیج شدیم نمیدونیم آیا واقعا دیسک بوده یا استخوان درد ناشی از التهاب کبد بوده یا هر چیز دیگه!! چون کتف و گردن و لگنش هم درد میکنه!!
فعلا متخصص آنکلوژی که تحت نظرشون هست با دیدن پلاکت های پایین آزمایش خونیشون از درمان کبد دست نگه داشته. یک هفته فورجه داده و تزریق اپرکس تجویز کرد تا شاید پلاکت بره بالا...
بله
شایع ترین محل متاستاز سرطان سینه استخوان است در مرحله بعد ریه ,کبد و مغز هستند

پاسخ
#6


در مورد استخوان چه میشه کرد؟ در مورد کبد پزشک کمو امبولیزاسیون رو تجویز کرده.
پاسخ
#7


(22-10-2013, 03:23 PM)hasanpour نوشته: در مورد استخوان چه میشه کرد؟ در مورد کبد پزشک کمو امبولیزاسیون رو تجویز کرده.

شیمی درمانی درد استخوان را کاهش می دهد.
داروهای مثل آلندرونات , پامیدرونات ,اسید زولدرونیک و دنوزوماب هم می تواند موثر باشد

پاسخ
#8
سلام مطلب واقعا خوبی بود کامل بود تشکر
پاسخ
#9
مرسی. خیلی عالی بودش. امیدوارم تمام مریض ها زودتر خوب بشن
پاسخ
#10
مرسی. عالی بودش
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان